الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
856
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
راز تشويق به ازدياد درآمد و فزودن ثروت را در بر دارد . نكتهء پنجم - موضوع نظر اسلام در اراضى بسيار قابل توجه است زيرا كه اسلام سرزمينهاى وسيعى كه از ملتهاى بزرگ روم و فرس و قبائل يهود و قبط و مصر در تصرف آورده و طبق تحقيق مؤرخان هنوز هم معمورهء اين بلاد به اندازهء معمورهء دوران فتوحات اسلامى نرسيده است ، همه را در حكم وقف قرار داده و از قابليت ملك اختصاصى بيرون كرده و با اندك دقتى مىتوان گفت كه شرع اسلام ملكيت زمين را الغاء كرده است و آن را فقط وسيلهء استفادهء عمومى قرار داده و به تعبير ديگر آن را وقف عام ابدى اعتبار كرده و نه ملك قشون فاتح دانسته و نه قابل تملك ديگران و دقت در اين عبارت بجا است كه مىفرمايد : همهء زمينها كه به زور از كفار دريافت شده است موقوفه است و به كسى واگذار است كه آن را آباد و زنده نگهدارد ، يعنى سند ثبت اين املاك كشت و كار و بهره بردارى از آنها است و كليهء سرزمينهاى متصرفى اسلام را در زمان خود پيغمبر و همهء حكومتهاى اسلامى آينده چه حق و چه ناحق مشمول اين حكم دانسته و به وسيلهء عموم اين حكم همهء زمينها را مال عموم شناخته و اين حكم شامل كليهء زمينهاى ايران باستان از حدود انطاكيهء شام تا اوساط چين ، و از جبال پيرنه تا وين در اطريش ، و تمام شمال آفريقا تا جبل الطارق مىشود ، زيرا همهء اين سرزمينها كه در تاريخ فتوحات اسلامى غالباً از هم اكنون معمورتر و آبادتر بودند و به زور قشون اسلام فتح شدند و به تصرف اسلام در آمدند « فهى موقوفه » و همهء اينها وقف عام اسلامى است و بايد سهم درآمد آن پس از حق عمومى جامعه كه زكات است و پس از حق كارگر كه طبق پيمان خصوصى با پيشواى اسلامى معين مىشود همهء آن صرف رفاه عموم گردد و مخصوصاً اين تأكيد بسيار مورد توجه است كه مىفرمايد : « ليس لنفسه من ذلك قليل و لا كثير » دينارى از درآمدِ اين املاك از آنِ امام و رهبر نيست .